رويكرد بازاريابي

بر اساس رويكرد بازاريابي، رسيدن به اهداف سازماني مستلزم شناخت نيازها و خواسته هاي بازار هدف و مرتفع ساختن آن با رضايتمندي مورد انتظار به صورتي بهتر از رقبا مي باشد. در رويكرد بازاريابي، تمركز بر مشتري و ارزشهاي مورد نظر آن، مسير فروش و منفعت است. بر خلاف فلسفه مبتني بر محصول كه شعارش بساز و بفروشاست، در رويكرد بازاريابي، تأكيد بر مشتري بوده و شعار آن حس كن و به آن جواب بدهمي باشد. در اين فلسفه، نه تنها به بازاريابي به چشم يك شكارچي نگاه نمي شود، بلكه ديدگاه باغباني است؛ يعني كار ما پيدا كردن و شكار كردن مشتري مناسب براي محصول توليد شده نيست، بلكه تلاش ما توليد محصول مناسب براي مشتري است. رويكرد بازاريابي، از تعريف دقيق بازار شروع شده، بر نيازهاي مشتريان متمركز شده و كليه فعاليتهايي كه بر مشتري تأثير مي گذارد را به صورت يكپارچه در مي آورد. در عوض ، اين روش منجر به روابط ماندگار با مشتريان مناسب بر اساس ارزش مورد نظر مشتري و رضايت او مي شود.

اغلب، پيروي از رويكرد بازاريابي نيازمند كارهايي بيش از پاسخگويي به نيازهاي بيان شده و واضح مشتري است .

شركت هاي مشتري مدار، مشتريان فعليشان را عميقاً مورد تحقيق قرار مي دهند تا با خواسته هاي آنها آشنا شده، ايده هاي جديد محصول و خدمات را جمع آوري كنند و پيشنهادهاي ارتقاء محصولات را بررسي كنند. اين شركت ها، وقتي نيازها مشخص بوده و مشتري بداند كه واقعاً دنبال چه چيزي است، به نحو مطلوبي اثر بخش هستند.

 

2-1-2-5-رويكرد بازاريابي اجتماعي

در رويكرد بازاريابي اجتماعي، استراتژي بازاريابي بايد طوري تنظيم شود كه خوشبختي مصرف كننده و اجتماع را فراهم كرده يا آنرا بهبود بخشد.

فرایند بازاریابی

برنامه هاي بازاریابی در این که عمدتا بر محصولات خاص و بازار تمرکز دارند با برنامه هاي

استراتژیک متفاوتند. این برنامه ها محور اصلی اجرا و هماهنگی بین فعالیت هاي مختلف بازاریابی

است(روستا و دیگران،  1381، ص 48).

بازاريابي فرايندي است كه شركت طي آن براي مشتري ارزش ايجاد كرده و رابطه مستحكمي با او برقرار مي كند تا در عوض بتواند از او ارزش بدست آورد. فرايند بازاريابي شامل پنج مرحله است. شکل 2-2( کاتلر و آرمسترانگ،1385 ،ص69).

فرایند بازاریابی شامل تجزیه و تحلیل فرصت هاي بازاریابی، جستجو و انتخاب بازارهاي هدف، طراحی استراتژي بازاریابی، برنامه ریزي براي برنامه هاي بازاریابی و سرانجام سازماندهی، اجرا و کنترل کلیه فعالیت هاي بازاریابی است(روستا و دیگران، 1381).

در چهار مرحله اول براي مشتري ارزش خلق مي شود. بازارياب ابتدا بايد بازار و نيازها و خواسته هاي مشتري را درك كند. بعد بايد استراتژي بازاريابي مشتري مداري را طراحي كند كه هدف آن جذب، حفظ و رشد مشتريان هدف مي باشد. بازارياب در مرحله سوم برنامه واقعي كه منجر به ارائه ارزشهاي برتر مي شود را تهيه مي كند. اين سه مرحله، اساس مرحله چهارم كه همان ايجاد رابطه سودمند با مشتريان و مشعوف كردن آنها است، مي باشد. در گام آخر، شركت بخاطر برقراري رابطه مستحكم با مشتري، پاداش خود را از طريق جذب ارزش از او بدست مي آورد. شركتهاي برجسته بازاريابي، براي يادگيري و درك نيازها، خواسته ها و احتياجات مشتريانشان با تمام وجود تلاش مي كنند. درك اين مسائل، شركت را در طراحي پيشنهادي كه ارضا كننده خواسته ها باشد ياري كرده و رابطه پرارزشي با مشتري بر قرار مي كند كه منجر به جذب ارزش و سهم بيشتري از او مي شود. نتيجه نهايي اين است كه دارايي دراز مدت مشتري براي شركت افزايش مي يابد. مفاهيم اصلي بازار اين موارد مي باشند : نياز، خواسته و تقاضا؛ پيشنهادهاي بازاريابي(محصولات، خدمات، و تجربيات)؛ ارزش و رضايت؛ مبادله و ارتباط؛ و بازار ها. خواسته ها، نيازهاي انساني مي باشند

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر عوامل آمیخته بازاریابی بر افزایش فروش شرکت پگاه فارس در زمینه محصولات لبنی در شهر شیراز