در اصطلاح، علیرغم تعاریف زیادی که از جرم شده هنوز هم این موفقیت به دست نیامده تا از جرم، آن‌چنان تعریفی به عمل آید که موردقبول همگان قرار گیرد و در زمان و مکان واجد ارزش باشد و دلیل این امر نیز این است که پدیدۀ جرم برحسب نظر دانشمندان و محققان دارای مبانی و صور گوناگون بوده، به سخنی دیگر، آنچه ازنظر یکی جرم محسوب می‌شود برحسب دیگری نه‌تنها ممکن است عنوان جرم به خود نگیرد، بلکه امکان دارد که حتی عملی پسندیده به شمار آید. محیط اجتماعی براثر عوامل مختلفی، افراد را به‌طرف ارتکاب جرم می‌کشاند، پس لازم است برای بررسی بهتر موضوع، محیط اجتماعی را از چند منظر موردبررسی قرار دهیم. محیط اجتماعی را می‌توان به محیط‌های خانوادگی، اتفاقی، انتخابی و تحمیلی تقسیم کرد که هرکدام از این محیط‌ها به سهم خود تأثیر بسزایی در بروز رفتار انحرافی و ارتکاب جرم دارد.خانواده محیطی است که شخص بدون اینکه حق انتخاب داشته باشد در آن متولد می‌شود و در این محیط شخصیت وی پی‌ریزی می‌شود. این محیط رابطه مستقیمی با بروز انحرافات اجتماعی ازجمله ارتکاب جرم دارد.باید توجه داشت که وقتی محیط خانواده رو به هم گسیختگی می‌رود، غالباً منجر به فرار کودکان از منزل، مدرسه و ولگردی می‌شود و آن‌ها را به ارتکاب جرائم مختلف می‌کشاند.بنابراین می‌توان گفت که فرآیند تربیت زیستی اجتماعی کودک از خانواده آغاز می‌شود. خانواده نیز جمعی کوچک از یک جامعه بزرگ است. خانواده و محیطی که کودک در آن متولد می‌شود و رشد می‌یابد، نقش مهمی در رشد جسمی و روانی و تکوین شخصیت کودک ایفا می‌کند. پس باید محیط او را مساعد و آماده ساخت.محیط اتفاقی یا محیط موقت شامل محیط مدرسه، کار و سربازی می‌شود. این محیط‌ها تشکیل‌دهنده مراحل خاصی از زندگی است و به سهم خود افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به همان اندازه که در تعلیم و تربیت افراد و عادت دادن آنان برای انطباق یا زندگی عادی اجتماعی مؤثر است، در انحراف و ارتکاب بزه نیز تأثیر دارد.محیط انتخابی محیطی است که فرد، خود انتخاب می‌کند. ازجمله محیط‌های انتخابی می‌توان به محیط خانوادگی که با انتخاب همسر و امر زناشویی آغاز می‌گردد، محیط کار، انجمن‌ها، کانون‌ها و محیط‌هایی که برای گذراندن اوقات فراغت انتخاب می‌شوند، اشاره کرد[1].محیط تحمیلی، محیطی است که در آن آزادی فرد محدودشده و فرد نمی‌تواند کوچک‌ترین قدرتی در انتخاب از خود نشان دهد که ازجمله این محیط‌ها، می‌توان بازداشتگاه‌ها، ندامتگاه‌ها، کانون‌های اصلاح و تربیت و دیگر سازمان‌های مشابه را نام برد.باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که میزان ارتکاب جرم در همه‌جا یکسان نیست و تحت تأثیر شرایط جغرافیایی و اقلیمی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، شرایط و موقعیت خانوادگی، تربیتی و شغلی و طرز فکر و نگرش افراد جامعه، قرار دارد. بنابراین در ادامه چند مورد از این عوامل محیطی را موردبررسی قرار می‌دهیم.شهرنشینی و مهاجرت‌های بی‌رویه روستاییان به شهرها: شهرنشینی و مهاجرت‌های گروهی و گسترده به شهرها باعث شده است که بخش اصلی و هسته‌ای شهرها از بین برود و به‌جای آن زاغه‌ها، زورآبادها، حلبی‌آبادها و احداث مسکن‌های غیربهداشتی و غیرقانونی در محلات فقیرنشین به وجود بیاید. که این عامل به سهم خود در افزایش انحرافات اجتماعی و بروز رفتار انحرافی و ارتکاب جرم نقش بسزایی داشته است. در شهرهای بزرگ، به دلیل افزایش بی‌حد جمعیت، هیجان، آشفتگی، نگرانی، ترس و تشویق و اضطراب در بین شهرنشینان رو به فزونی نهاده، به‌طوری‌که اغلب شهروندان را کشمکش و فشارهای روانی تهدید می‌کند. هم چنین انحرافات جنسی، اعتیاد به مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی و نیز روحیه سودجویی و سوداگری و روابط ناسالم و غلط اقتصادی در شهرها رونق بیشتری دارد. درواقع در فعالیت‌های شهری فردگرایی و تک‌روی بیشتر دیده می‌شود و روابط صمیمانه و چهره به چهره در بین شهروندان کمتر است و احساس انزوا شدت بیشتری دارد.از سوی دیگر با مهاجرت روستاییان به شهرها فقر روستاها به شهرها انتقال می‌یابد. و این مهاجرت‌های بی‌رویه باعث ایجاد شغل‌های کاذب در شهر می‌شود. روستاییان بدون اینکه برنامه‌ریزی قبلی برای ادامه زندگی در شهر داشته باشند ، با مهاجرت به شهر با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند که ازجمله آن می‌توان به بیکاری اشاره کرد و وقتی این افراد با بیکاری مواجه می‌شوند ناچار رو به کارهای غیرقانونی و ضداجتماعی چون: خریدوفروش مواد مخدر، واسطه‌گری و دلالی و … می‌آورند و درنتیجه به اشاعه جرم در جامعه کمک می‌کنند.همچنین روستاییان وقتی‌که به شهر مهاجرت می‌کنند با یک فرهنگ جدید مواجه شده و در بسیاری از موارد به خاطر نامتجانس بودن با شیوه زندگی شهری، هویت خود را کم‌وبیش از دست می‌دهند و در محیط‌های نامأنوس شهری مرتکب جرم می‌شوند.به جرت می‌توان گفت که فقر و بیکاری ازجمله عوامل مؤثر و تأثیرگذار در پیدایش جرم و ارتکاب آن است.[2] به نظر برخی از جامعه شناسان فقر و بیکاری در برخی از افراد تهیدست عقده حقارت ایجاد می‌کند و فرد را به ارتکاب جرم وامی‌دارد. مثل در اغلب دخترانی که منحرف‌شده‌اند از یک‌سو، این دختران دارای زندگی محقر بوده و از سوی دیگر تمایل داشته‌اند لباس‌های فاخر و تجملات دیگر را داشته باشند.ادواردگلور (E. Glover) می نویسد:«دختران خانواده های کارگر فقیر از سن ۱۰ سالگی به مسایل جنسی پی می برند چون سرپرست و مربی شایسته ای ندارند. از همان سن بلوغ با همسالان خود در این خصوص صحبت کرده، تماس می گیرند و پس از بلوغ حجب و حیا نمی شناسند و این عمل را یکی از وسایل لازم زندگی فرض می کنند.»بنابراین در جامعه ای که توزیع ثروت به صورت عادلانه صورت نمی گیرد، هر روز شاهد فقیرتر شدن فقرا و غنی تر شدن ثروتمندان خواهیم بود

[1] همان،89

[2] همان،ص90

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تاثیر رضایت مجنی علیه بر مسوولیت کیفری مرتکب در حقوق ایران