گرچه بین تعاریف مختلفی از هوش که توسط روان شناسان ارائه شده است توافق آشکار به چشم نمی­خورد، اما گونه­ای از همسانی را می­توان در آنها استنباط کرد. در همه این تعریف­ها به نوعی از استعداد کلی اشاره شده است، که در حل مسائل مفید واقع می­شود. به طور کلی با مرور تعریف­هایی که از هوش به عمل آمده است، ملاحظه می­شود که در این تعریف­ها مفاهیم زیر به گونه­ای آشکار یا به طور ضمنی بیان شده‌اند: الف. تفکر انتزاعی ب. یادگیری از تجربه پ. حل مسائل از راه بینش ت. سازگار شدن با موقعیت‌های جدید ث. تمرکز و تداوم در به کار انداختن توانایی­ها برای رسیدن به هدف مطلوب (رفیعان، 1389، 30).

 

 

2-1-3  انواع هوش

  • هوش هیجانی: میر و سلوی هوش هیجانی را توانایی ارزیابی، بیان و تنظیم عاطفی خود و دیگران و استفاده کارآمد از آن تعریف می کنند. بنابراین هوش هیجانی را توان استفاده از احساس و عاطفه خود و دیگران در رفتارهای فردی و گروهی در جهت کسب حداکثر نتایج یا حداکثر رضایت می­توان تعریف کرد (خائف الهی و دوست دار، 1383؛54).

از نظر گلمن (1995)، هوش عاطفی به معنای خودآگاهی، شناخت عواطف، اظهار و مدیریت عواطف، کنترل تکانه و به تعویق انداختن ارضای نیازها و کنترل استرس و اضطراب است. از نظر او به طور کلی هوش عاطفی به معنای مهارت افراد در حیطه‌های کلی خودآگاهی، خودتنظیمی، انگیزش، همدلی و مهارت‌های اجتماعی و زیر مجموعه‌های تشکیل دهنده آنها است (گلمن، 1995).

  • هوش فرهنگی: هوش فرهنگی قابلیت و توانایی یک فرد برای عملکرد مناسب در موقعیت‌هایی است که از نظر فرهنگی متفاوت می‌باشد. هوش فرهنگی بینش‌هایی را درباره توانایی و قابلیت‌های افراد به منظور برآمدن از عهده موقعیت‌های جدید، درگیر شدن در تعاملات بین فرهنگی و عملکرد در گروه‌های کاری متفاوت از نظر فرهنگی فراهم می­کند (لوگو، 2007).
  • هوش اجتماعی: از جمله سرمایه‌های مهم سازمان به حساب می­آید و به این دلیل است که از طریق هوش اجتماعی، می­توان به ارتقای سطح بهداشت روانی سازمان کمک کرد. سرمایه اجتماعی را می­توان حاصل پدیده‌هایی از قبیل: اعتماد به نفس متقابل، تعامل اجتماعی متقابل، گروه­های اجتماعی، احساس هویت جمعی و گروهی و احساس وجود تصویری مشترک از آینده دانست (سلطانی، 1388؛23).
  • هوش معنوی: هوش معنوی به معنای ایجاد انرژی و الهام بخشی در کار و زندگی است. معنویت تلاش در جهت ایجاد حساسیت نسبت به خویشتن، دیگران، نیروی برتر، جستجو در جهت آنچه برای انسان شدن مورد نیاز است و جستجو برای انسانیت کامل است (عابدي جعفري و رستگار، 1386؛104).
  • هوش رقابتی: هوشمندی رقابتی هنر جمع آوری، پردازش و ذخیره اطلاعات است که افراد تمام سطوح سازمان فراخور نیاز خود به آن دسترسی دارند و به آنها کمک می­کند که آینده خود را شکل داده، در مقابل تهدیدهای رقابتی از آنها حفاظت کند. هوشمندی رقابتی، دانش را با استفاده از قواعد ویژه ای از محیط به سازمان منتقل می کند (وظیفه دوست و قاسمی، 1387، 40).
  • هوش چندگانه: محقق و روان شناس‌هاروارد، دکتر هوارد گاردنر به این نکته اشاره می­کند که بشر دارای بیش از یک نوع هوش است. این نظر مخالف با دیدگاه قدیمی از هوش فردی است که فقط به وجود یک عامل عمومی یا سطح شایستگی عمومی اعتقاد داشت. وی معتقد است که ما هفت نوع هوش داریم که شامل هوش کلامی / زبانی، منطقی / ریاضی، موسیقی / ریتمیک، بین فردی، دیداری / فضایی، بدنی / جنبشی و طبیعت گرا است (گاردنر، 1983).
  • هوش سازمانی: هوش سازمانی به معنای ظرفیت و استعداد یک سازمان در بسیج کردن تمام توانایی ذهنی سازمان و تمرکز این توانایی ذهنی در جهت دستیابی به رسالت سازمانی است (آلبرشت، 2003).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه هوش سازمانی با عملکرد کارکنان بانک ملی ایران اداره امور شعب جنوب تهران