ارزيابي و سنجش عملكرد

در واقع، اگر نتوان آنچه را كه درباره ي آن صحبت مي شود اندازه گرفت و آن را در قالب اعداد بيان نمود به نظر مي رسد چيزي درباره ي آن دانسته نشده است. چون در اين حالت دانش كسب شده تنها يك نوع دانش ناچيز و سطحي است. ممكن است مقدمه اي بر دانش باشد اما به مرحله ي علم ورود ننموده است.  ارزيابي عملكرد به مجموعه اقدامات و اطلاعاتي اطلاق مي شود كه به منظور افزايش سطح استفاده بهينه از امكانات و منابع در جهت دستيابي به اهداف به شيوه اي اقتصادي توﺃم با كارآيي و اثربخشي صورت مي گيرد. به طوري كه ارزيابي عملكرد در بعد سازماني معموﻷ اثربخشي فعاليت ها است . منظور از اثربخشي، ميزان دستبابي به اهداف و برنامه ها با ويژگي كارآ بودن فعاليت ها و عمليات است. به طور كلي نظام ارزيابي عملكرد را مي توان فرآيند سنجش و اندازه گيري و مقايسه ي ميزان و نحوه ي دستيابي به وضعيت مطلوب دانست (آرمسترانگ، 1385).

به نظر مي رسد نظام ارزيابي عملكرد براي اولين بار به طور رسمي در سطح فردي و سازماني از سال 1800 ميلادي توسط رابرت اون[1] در اسكاتلند در صنعت نساجي مطرح گرديد. به طوري كه كالاهاي توليد شده با استفاده از چوب هايي در رنگ هاي مختلف درجه بندي مي شدند كه اين كار در واقع نوعي ارزيابي از كيفيت و يا ستاده ي سازمان بوده است. از اين روش  همچنين جهت شناسايي علل ايجاد تغييرات و كنترل آنها در توليد و در نهايت بهبود محصول يا ارايه ي خدمات استفاده مي شد. ادوارد دمينگ[2] بر اين امر تاكيد دارد كه كليه ي فرآيند هاي كسب و كار مي بايست بخشي از سيستم ارزيابي همراه با چرخه ي باز خور باشند. ژاك فيتزانز[3] بر اين باور است كه ارزيابي هر فرآيند كاري، امري ضروري است. ارزيابي مي بايست هم در مورد فرآيندهاي متداول انجام پذيرد و هم در مورد عملكرد هاي فردي، اگر صحبت از يك پروژه ي الگو سازي شود و يا تنها فرآيند هاي مديريت روزانه در حال انجام باشد، بدون اعداد، ﻭﺍﻗﻌﺄ اين آگاهي وجود ندارد كه چه كاري بايد انجام شود. بدون سيستم اندازه گيري، مديران تنها نقش سرپرست را دارند. در ديدگاه سنتي مهمترين هدف ارزيابي، قضاوت و ارزيابي عملكرد مورد نظر مي باشد. در حالي كه در ديدگاه مدرن، فلسفه ي ارزيابي بر رشد و توسعه و بهبود ظرفيت ارزيابي شونده متمركز شده است (عفتي دارياني و ديگران 1386). اسيف[4] و همكاران تفاوت دو ديدگاه فوق را در ابعادي به شرح جدول زیر مطرح نموده اند:

[1] Robert Aven

[2] W.Edward Deming

[3] Jac Fitz Enz

[4] Oseif

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

تاثیریکپارچه سازی زنجیره تامین بر عملکرد تجاری شرکت ها از طریق افزایش رقابت پذیری(شرکت های تولیدی قطعات خودرو)