تروریسم پدیده جدیدی نیست. تاریخ مملو از اقدامات تروریستی است که حیات بی¬گناهان زیادی را سلب یا تهدید کرده است؛ افراد زیادی را از اولین حق خود، یعنی حق حیات و صیانت نفس محروم ساخته، روابط دوستانه میان دولت را در معرض خطر قرار داده و تمامیت ارضی و امنیت دولت¬ها را به مخاطره افکنده است. همچنین نوآوری¬های فنی، موجب تحول در ماهیت و شیوه¬ها و اشکال تروریسم شده است و تروریست¬ها روز به روز از سلاح¬های پیشرفته¬تر و پیچیده¬تری استفاده می¬کنند. هر چند تروریسم از دوران گذشته وجود داشته، اما امروزه خطر تروریسم بیش از هر زمان دیگری موجب نگرانی دولت¬ها شده و تعداد حملات تروریستی نیز افزایش یافته است.

اما امروزه آفت جدی مبارزه با تروریسم، تلاش محافل غرب و بویژه صهیونیست ها در جهت معرفی مسلمان ها به عنوان تنها تروریستهای جهان و مترادف دانستن اسلام با تروریسم است.تلاشی که شبکه گسترده رسانه های غربی نیز از آن به شدت حمایت می کند. در حقیقت، این جریان تلاش دارد تا با منحرف کردن ذهن افکار عمومی جهان به سمت مسلمان ها و ارائه تصویری خشن از اسلام و مسلمانی، سرپوشی بر نیات پلید و فعالیتهای تروریستی طرفداران خود بگذارد . دریک بررسی دقیق به روشنی قابل مشاهده است که مسلمانان قربانیان اصلی فعالیتهای تروریستی گروه های افراط گرای غربی و بطور مشخص گروه های وابسته به جریان مسیحیت صهیونیستی بوده اند. در این فصل ادبیان نظری حول تروریستم و دلایل به وجود آمدن گروههای تروریستی مورد واکاوی و تدقیق قرار می گیرد.

 

تروریسم چیست؟ چه کسانی تروریست هستند ؟ آنها(تروریستها) از کجا می آیند و از بکار بردن خشونت عریان چه هدفی را جستجو می کنند؟ اینها پرسشهایی هستند که ذهن پرسشگر به دنبال مواجهه با پدیده تروریسم با آن ها روبرو می شود. برای پاسخ دادن به این پرسشها ابتدا می بایستی به سراغ واژه تهدید برویم . اینکه تصور و یا درک ما از تهدید چیست و اینکه آیا این درک٬ برخاسته از پیش انگاره های ذهنی ما بوده یا متاثر از شکل گیری یک گفتمان درونی میان فضای ذهن با فضای زیست ( آزمون ذهنیتها در بستر واقعیات) می باشد. برای توضیح بیشتر٬ می بایستی یک گام دیگر به عقب برگردیم و ابتدا تکلیف خود را با موضوع امنیت روشن کنیم . اینکه ما امنیت را عینی می بینیم یا ذهنی و سخت افزاری یا نرم افزاری٬ بر تصور ما از تهدید و متعاقب آن درک ما از پدیده تروریسم تاثیر می گذارد . تروریسم از نگاه آرمانگرایان٬ چونان عارضه ای است که می بایستی درمان شود و واقعگرایان آن را شروع نبردی جدید در میدانی جدید می دانند.  رفتارگرایان ( مدرن ها) نیز بر تجزیه و تحلیل رفتار تروریستی و یافتن ریشه های چنین رفتاری تاکید دارند .

برخی انواع مشخصی از اعمال را تروریسم دانسته و معتقدند برای شناسایی تروریسم باید به مصادیق آن رجوع کرد. کنوانسیون استراسبورگ (1997) این شیوه را مناسب دیده و از آن استفاده کرده است. این کنوانسیون گرچه حاوی تعریف مشخصی از تروریسم نیست، اما در بخش اول آن فهرستی از اعمال تروریستی ارائه گردیده است.کنوانسیون مذکور تروریسم را این گونه تعریف می¬کند: «هرکس به قصد ارعاب و هراساندن مردم به استفاده از بمب، مین و هر وسایل آتش¬زا یا مواد منفجره، سلاح گرم یا دیگر وسایل تخریب¬کننده و مهلک، علیه افراد یا اموال بپردازد، یا مبادرت به شیوع بیماری¬های مسری انسانی، حیوانی یا دیگر امراض نماید یا در صدد ایجاد یا شیوع آنها باشد و نیز هر گونه اخلال یا تلاش برای اخلال در خدمات عمومی یا عام المنفعه، به عنوان مرتکب جرم تروریستی شناخته می¬شود.» (بقایی هامانه، 1381: 58)

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

علل شکل گیری داعش در عراق در سال های 2010 تا 2014