عوامل تأثیرگذار در شناسایی فرصت

عوامل اصلی که این فرایند تشخیص و توسعه فرصت را تحت تأثیر قرار می دهند عبارتند از:

  1. هوشیاري کارآفرینانه
  2. دسترسی اطلاعاتی و دانش پیشین
  3. تحقیق اکتشافی در برابر تحقیق هدفمند
  4. شبکه هاي اجتماعی
  5. ویژگیهاي شخصیتی، شامل مخاطره پذیري، خوشبینی و خودکفایی، خلاقیت

 

هوشیاري کارآفرینانه : اولین بار این واژه توسط کرزنر براي بیان تشخیص فرصت کارآفرینانه استفاده شد. ري و کاردوزو (1996) بر این اعتقادند که هر نوع تشخیص فرصت توسط یک کارآفرین بر پایه نوعی هوشیاري است که توسط اطلاعات تقویت شده است. آنها این حالت را آگاهی کارآفرینانه خواندند و آن را به این شکل تعریف کردند:  ((توجه و حساس بودن به اطلاعات درباره اهداف، رویدادها و الگوهاي رفتاري  در محیط و توجه خاص به مشکلات تولید کنندگان و مصرف کنندگان، نیازهاي برآورده نشده و ترکیبهاي تازه از منابع موجود)). به این نکته نیز تأکید شد که هوشیاري افزایش یافته احتمال تشخیص فرصت را افزایش میدهد.

 

دسترسی به اطلاعات و دانش پیشین فان هیپل( 1994) معتقد است که افراد تمایل دارند که به اطلاعاتی توجه کنند که به اطلاعاتی پیشینشان مرتبط است . برپایه همین اعتقاد او شین( 1999) این نظر را مطرح کرد که کارآفرینان فرصتها را کشف میکنند زیرا دانش قبلیشان آنها را در تشخیص ارزش اطلاعات جدیدکمک می کند. به باور او هر کارآفرین تنها فرصتهایی را شناسایی میکند که به دانش پیشین او مرتبط باشد.

در این مطالعه سه مرحله ای از فرایند تشخیص فرصت، او شماري از فرضیات را آزمود و مورد تأیید قرار داد که به شرح زیر خلاصه شده اند:

  • هر فرصت کارآفرینانه براي تمام کارآفرینان بالقوه آشکار نیست . ( اصل عقلائی که تمام مردم اطلاعات مشابه را همزمان دارا نیستند.)
  • دانش پیشین خاص هر فرد ((دالان دانش)) ایجاد می کند که به او اجازه می دهد فرصت های خاصی را شناسایی کند که دیگران نمی یابند.
  • سه بعد عمده دانش پیشین براي فرایند اکتشاف کارآفرینانه اهمیت دارند: دانش پیشین از بازارها، دانش پیشین از شیوه خدمت رسانی به بازار، و دانش پیشین از مشکلات مشتریان.

 

کشف تصادفی در برابر جستجوي منظم. بخش بزرگی از ادبیات تحقیق پیشین در کارآفرینی تلویحأ فرض می کند که شناسایی فرصت یک جستجوي منظم براي فرصتهاي در دسترس را در پشت سر خود دارد. در سالهاي اخیر، بسیاري از محققین این رویکرد را تغییر داده اند و این باور را مطرح می کنند که افراد فرصتها را جستجو  نمی کنند، بلکه در عوض ارزش اطلاعات جدیدي که به دست میآورند را تشخیص می دهند.

 

کرزنر (1997) بیان می کند که : آنچه کشف را (مرتبط با فرصت های سود آور تا کنون ناشناخته)از جستجوی موفق (مرتبط با اطلاعات یا اطلاعاتی که شخص می داند دیگری ندارد) متمایز می کند این است اولی شامل غافلگیری از رو به رو شدن با واقعیتی است که شخص آنها را نمی دید ولی وجود داشت .

 

شبکه اجتماعی. هیلز و همکاران [1](1997) نشان دادند که شبکه های کارآفرینان در تشخیص فرصت مهم هستند. آنها بحث خود را بر مبنای مقاله کلاسیک گرانووتر [2](1973) قرار دادند بر گره های قوی و ضعیف قرار دادند که باور دارد گره های ضعیف (از جمله آشنایی های اتفاقی) ((پله هایی)) هستند به منابع اطلاعاتی که ممکن است در شبکه ارتباطات گره های قوی فرد وجود نداشته باشد .(ازجمله دوستان و بستگان)

 

دکونینگ[3](1999) یک چارچوب ادراک اجتماعی از تشخیص فرصت را ارائه کرد. چهارچوب او نشان داد که کارآفرینان فرصت ها را با سه فعالیت ادراکی ( جمع آوری اطلاعات ، تفکر از طریق گفتگو، سنجش منابع) از طریق تعامل با یک شبکه گسترده از افراد متحول می کنند. این شبکه چرخه درونی کارآفرینان (مجموعه افرادی که کارآفرین با آنها روابط بلند مدت و پایدار دارد و شریک او هم نیستند)، گروه عمل( افرادی که توسط کارآفرین استخدام شده اند تا منابع ضروری برای فرصت را فراهم کنند)، شرکا (اعضای تیم موسس) و یک شبکه از گره های ضعیف ( شبکه استفاده شده برای جمع آوری اطلاعات عمومی که می تواند منجر به شناسایی یک فرصت یا پاسخگویی به یک سئوال عمومی شود) را شامل می شود.

 

ویژگیهاي شخصیتی. دو ویژگی شخصیتی در ارتباط با تشخیص فرصت موفقیت آمیز مرتبط دانسته شده است. اولی، ارتباط بین خوش بینی و تشخیص فرصت بالاتر توسط بسیاري از محققین دیده شده است. مطالعات انجام شده توسط کروگر و دیکسون [4](1994) و کروگر و برازیل[5](1994) نشان می دهد که خوش بینی کارآفرینانه با باورهای خود اتکا مرتبط است.

 

دومین ویژگی شخصیتی خلاقیت است.  شومپیتر( 1934) اولین کسی بود که این نکته را شناسایی کرد که کارآفرین موفق فرصتهایی را کشف می کند که دیگران نمی بینند. وینسلو و سولومون ( 1993) این مفهوم را مطرح کردند که خلاقیت و کارآفرینی اگر یکی نباشند، مشابه هستند. کی(1986)  نتیجه گرفت که عوامل خلاق نقش بزرگی را در تصمیمگیري کارآفرینانه ایفا میکنند. هیلز و همکاران( 1997) دریافتند که 90 درصد از بررسیهایشان خلاقیت را در شناسایی فرصت بسیار مهم یافته است. با این حال این نکته را در کارآفرینان منزوي نسبت به کارآفرینان سریالی، بسیار مهمتر دیدند. کارآفرینان منزوي خود را خلاقتر می بینند و زمان بیشتري را صرف خلاقیت میکنند. هیلز و همکاران نتیجه گرفتند که کارآفرینان داراي منابع فرصت در ارتباطات شبکه هاي، نیازمند خلاق بودن به اندازه آنهایی که ارتباط شبکهاي قوي ندارند، نیستند.

دانش پیشین. داشتن دانش پیشین در زمینه خاص سبب شناخت فرصتها در آن زمینه به شکلی میشود که براي دیگران قابل دیدن نیست. این امر را برینگر و آیرلند به عنوان دالان فرصت شناسایی کردند و بر این امر مبتنی است که افرادي که داراي دانش پیشین هستند فرصتهایی را می بینند که افراد دیگر نمیتوانند متوجه شوند.

[1] Hills et al

[2] Granovetter

[3] De Koning

[4]Krueger and Dickson

[5]Krueger and Brazeal

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی فرصت های موجود در صنعت اسباب بازی در جهت تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی)