موقعیت ممتاز ایران در صنعت دریانوردی

جمهوری اسلامی ایران با مساحتی حدود 1648000 کیلومترمربع از دو سوی جنوب و شمال با دریای مهم خلیج‌فارس، دریای عمان و مازندران هم‌مرز هست. کل سواحل خلیج‌فارس شمالی، تنگه‌ی هرمز و بخش عمدۀ دریای عمان متعلق به این کشور پهناور می‌باشد، حال‌آنکه سواحل جنوبی این مناطق دریایی به شش کشور کویت، عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحدۀ عربی و عمان تعلق دارد. در منتهی‌الیه غرب خلیج‌فارس کشور عراق قرار دارد که کم‌ترین سهم را از ساحل دریایی به خود اختصاص داد. نوار ساحلی ایران در جنوب با در نظر گرفتن فرورفتگی‌ها حدوداً 4500 کیلومتر برآورد می‌شود که این میزان با احتساب سواحل جزایر متعلق به ایران نظیر جزایر قشم، کیش، خارک، ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک به بیش از 4700 کیلومتر می‌رسد. در شمال ایران بزرگ‌ترین دریاچه‌ی جهان بانام دریای مازندران و یا همان دریای خزر و کاسپین با مساحت تقریبي 386400 کیلومترمربع قرار دارد.1 کشورهای ایران، ترکمنستان، قزاقستان، فدراسیون روسیه و آذربایجان همسایگان این دریا می‌باشند. تقریباً 740 کیلومتر از ساحل جنوبی این دریا متعلق به ایران است که بین استان‌های گیلان در غرب، مازندران در مرکز و گلستان در شرق تقسیم گردید.1 دریکی از تحقیقات علمی صورت گرفته در سال 1378 ه.ش طول سواحل شمال و جنوب ایران با استفاده از روش‌های علمی معمول محاسبه گردید. بر اساس این محاسبات، طول سواحل شمال ایران دردریای مازندران بدون احتساب جزایر 873.78 کیلومتر و با احتساب آن‌ها 889.71 کیلومتر برآورد شد. همچنین سواحل جنوب ایران شامل خلیج‌فارس و دریای عمان بر مبنای “ MHHW”2 و مقیاس 1:25000 حدود 4484.95 کیلومتر برای سرزمین اصلی بدون احتساب جزایر ورودها، 4722.94 کیلومتر برای سرزمین اصلی با احتساب جزایر و بدون رودها و 5840.69 کیلومتر برای سرزمین اصلی با احتساب جزایر ورودها تخمین زده شد.3 با کشف ذخایر عظیم نفت خام که از آن به طلای سیاه تعبیر می‌شود، منطقۀ خلیج‌فارس به کانون توجهات بین‌المللی به‌ویژه از اوایل نیمه‌ی دوم قرن بیستم به بعد تبدیل گشت. پیشرفت روزافزون جوامع بشری در ابعاد مختلف به‌خصوص صنعتی و تجاری، نیاز به استخراج بیش‌تر نفت از حوزۀ خلیج‌فارس و حمل آن به کشورهای صنعتی را روزافزون نمود. با توجه به بعد مسافت میان کشورهای تولیدکننده‌ی نفت خام در منطقۀ خلیج‌فارس و کشورهای مصرف‌کننده‌ی آن در غرب و خاور دور، کشتی به‌عنوان بهترین، امن‌ترین و باصرفه‌ترین وسیلۀ حمل‌ونقل این طلای سیاه جای خود را در میان سایر صور حمل‌ونقل تثبیت نمود. به همین سبب منطقه شاهد تردد روزانه ده‌ها کشتی نفتی غول‌پیکر و در کنار آن، با توجه به رونق اقتصادی کشورهای منطقه، ده‌ها کشتی تجاری غیرنفتی شد. علاوه بر این با توجه به اهمیت صیادی برای ساحل‌نشینان، هرروزه بیش از صدها کشتی صیادی عمدتاً سنتی از نوع لنج در خلیج‌فارس و دریای عمان مشغول فعالیت ماهی گیری و امرارمعاش می‌باشند. خلیج‌فارس اگرچه یک‌دریای باز محسوب می‌شود که از طریق تنگه‌ی هرمز به دریای عمان و اقیانوس هند وصل می‌گردد، امّا با توجه به دهانه‌ی باریک تنگه جزو دریاهای نیمه بسته محسوب می‌شود که سیکل گردش آب موجود در آن بسیار آرام صورت می‌پذیرد. کشف ذخایر عظیم گازی در خلیج‌فارس و رقابت میان دولت‌های ساحلی برای استخراج هر چه بیش‌تر آن نشانه‌ی دیگری از اهمیت روزافزون این منطقه می‌باشد. تردد ده‌ها کشتی تجاری نفتی و غیرنفتی در روز و صدها شناور صیادی، قایق‌ها و وجود سکوهای حفاری و استخراج نفت و گاز و پایانه‌های نفتی به انضمام احداث ده‌ها کارخانه‌ی پتروشیمی و پالایشگاه در نوار سواحلی دولت‌ها، این منطقه را به یکی از شلوغ‌ترین و پررونق‌ترین مناطق دریایی جهان تبدیل نمود که ایمنی و امنیت دریانوردی در آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هم‌چنین با توجه به ویژگی نیمه بسته بودن این منطقه و عمق کم آب، همواره موضوع حفظ محیط‌زیست دریایی و جلوگیری از آلودگی روزافزون نفتی و غیرنفتی یکی از دغدغه خاطرهای اصلی محسوب می‌شود. حساسیت و آسیب‌پذیری این منطقۀ دریایی بر همگان روشن است؛ بنابراین همگام با ارتقای ایمنی و امنیت دریانوردی، جلوگیری از آلودگی ناشی از فعالیت‌های کشتی‌رانی نیز در اولویت قرار گرفت و دولت‌ها به فراخور ظرفیت و میزان علاقه به ذخایر گران‌بهای زیست‌محیطی گام‌هایی را برداشته‌اند. مع‌هذا تا رسیدن به نقطۀ مطلوب راه درازی در پیش است. معرفی منطقۀ خلیج‌فارس و دریای عمان به‌عنوان یکی از مناطق ویژه‌ی دریایی موضوع ضمایم یک و پنج کنوانسیون MARPOL”” مارپل متضمن محدودیت‌هایی برای تخلیۀ مواد نفتی و زباله‌ها1

و نیز تصویب مقررات زیست‌محیطی منطقه‌ای و تأسیس ” سازمان منطقه‌ای برای حفاظت محیط‌زیست دریایی “1 و ” مرکز کمک‌های متقابل در موارد اضطراری در دریا”2 در همین راستا ارزیابی می‌شود. در دیگر سوی کشورمان حساسیت دریای مازندران از جنس دیگری است. این منطقۀ دریایی اگرچه شاهد تردد بی‌امان کشتی‌های نفتی عظیم‌الجثه نیست، امّا خطر آلاینده‌های زیست‌محیطی ناشی از فعالیت‌های کارخانه‌های مستحدثه در نوار ساحلی دولت‌ها در کنار فاضلاب‌های شهری و زباله‌های ناشی از کشتی‌های عمدتاً با استاندارد پایین و نیز سکوهای نفتی متعدد، هم چنان یک تهدید جدی زیست‌محیطی محسوب می‌شود که نشانه‌هایی از آن در سال‌های اخیر کاملاً قابل‌لمس و مشاهده است. اگرچه گام‌هایی در این رابطه از سوی دولت‌ها برداشته شد، امّا در مقابل حجم عظیم مواد آلاینده که هرساله به صور مختلف وارد این دریا می‌شوند، ناکافی و ناچیز ارزیابی می‌شود. واقع‌شدن در دو منطقۀ حساس و استراتژیک منطقه‌ای و بین‌المللی و برخورداری از کل سواحل شمالی خلیج‌فارس و اکثر سواحل شمالی دریایی عمان، به جمهوری اسلامی ایران یک موقعیت ممتازی را در منطقه و جهان بخشید. در اینجا هدف بررسی همه‌ی جوانب این موقعیت ممتاز نیست. تا آنجا که به موضوع بحث ما یعنی فعالیت‌های دریایی جمهوری اسلامی ایران مربوط می‌شود، موارد ذیل را می‌توان به‌عنوان شاخص‌های قدرت دریایی کشورمان در منطقه برشمرد: برخورداری از سواحل طولانی و اهمیت آن ازنقطه‌نظر یک دولت ساحلی آن‌گونه که در مقررات بین‌المللی دریایی مورد شناسایی قرار گرفت؛

1 بر اساس یک مطالعه که در سال 1929 میلادی صورت گرفت، مساحت دریای مازندران حدود 422000 کیلومترمربع تخمین زده‌شده بود. در حال حاضر مساحت دقیقی از این دریا که قابل‌اتکا و ارجاع قطعی باشد وجود ندارد و مساحت آن بین 378400 تا 422000 کیلومترمربع برآورد می‌شود. منبع: سایت رسمی سازمان شیلات ایران به آدرس:”www.fisheries.ir”

1 این میزان بر اساس خط ساحلی مستقیم می‌باشد و چنانچه فرورفتگی‌ها و خلیج گرگان نیز در نظر گرفته شود، این طول به حدود 1000 کیلومتر خواهد رسید. منبع: سایت اینترنتی سازمان شیلات به آدرس قبل. بااین‌حال در خصوص طول سواحل ایران اتفاق‌نظر وجود ندارد و بعضاً تا 657 کیلومتر نیز برآورد شده است.

2 “Mean Higher High Water (MHHW)”.

3 سید ابوالفضل موسوی، جلال کریمی، عباس علی محمدی، فریدون وفایی: مقاله با عنوان “تعیین طول خط سواحل شمال و جنوب ایران ” ارائه‌شده به هشتمین اجلاس بین‌المللی سواحل، بنادر و سازه‌های دریایی، 1387 ه.ش.

1 در اجلاس پنجاه و ششم کمیته‌ی حفظ محیط‌زیست دریایی آیمو که در ماه جولای سال 2007 میلادی برگزار شد، کمیته با تصویب قطعنامه‌ی شماره‌ی 168 مناطق خلیج شامل منطقۀ خلیج‌فارس و دریای عمان را به‌عنوان منطقۀ ویژۀ زیست‌محیطی اعلام نمود. با معرفی این منطقه به‌عنوان منطقۀ ویژه، کشتی‌های مشمول کنوانسیون مار پول مکلف شدند، از ابتدای ماه آگوست سال 2008 میلادی مقررات سخت‌تری را در ارتباط با تخلیۀ مواد زائد نفتی و زباله‌ها در این مناطق مورد لحاظ و رعایت قرار دهند. این مقررات در ضمایم یکم و پنجم کنوانسیون مار پول قید گردیدند .

1 “Regional Organization for the Protection of the Marine Environment (ROPME)”, established in accordance with “Kuwait Regional Convention for Co-operation on the Protection of the Marine Environment from Pollution”, adopted in 1978”.

2 “Marine Emergency Mutual Aid Centre (MEMAC)”, under auspices of ROPME.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رویکرد ایران به کنوانسیون 1982 حقوق دریاها و علل عدم تصویب آن توسط جمهوری اسلامی ایران