كودك آزاري جنسي

به كارگيري، استفاده  و واداشتن كودك به برخورد با هر گونه رفتار آشكار جنسي يا نمايش رفتارهاي جنسي، تجاوز، تماس جنسي، فحشا و هرگونه بهره برداري جنسي از كودكان جهت كسب ارضا ميل جنسي مي باشد. سوء استفاده جنسي از كودكان ظالمانه ترين و اهانت آميزترين تجربه انساني است.

تجاوز به خلوت كودك نيز سوء استفاده جنسي از اوست كه از جمله دزدانه نگاه كردن به كودك هنگام تعويض لباس و يا حمام كردن است. در اين شرايط در حالي كه هيچ كدام از اين رفتارها در تعريف رسمي سوء استفاده جنسي قرار نمي گيرد، قربانيان اغلب احساس تجاوز مي كنند و از بسياري از نشانه‌هاي روانشناسي مشابه قربانيان زناي نامحرم رنج مي برند.[1]

بزه ديدگي جنسي بيشتر به وسيله افراد بزرگسال انجام مي گيرد و به دلايلي پنهان مي ماند. مثل نادان، تحمل و احساس ندامت خانواده ها، برطرف نشدن و لاينحل ماندن موضوع و به علاوه ممكن است توسط مهاجمين ، كودكان تهديد به آزردن يا ترك شدن شوند.

اين صدمات كودكان را فاقد اعتماد به نفس كرده و تحريك پذيري  آنان را زياد مي كند.  و از نظر روانشناختي تجاوز به عنف منشأ بسياري از اختلال هاي رواني مثل فوبيا و اضطراب و افسردگي مي‌شود. زيگموند فرويد اثبات كرد كه تجارب جنسي در دوران كودكي منشأ اختلال كودكان هيستريكي است و باعث اختلال شخصيتي مي شوند.[2]

مبحث سوم: عوامل كودك آزاري

رفتار ناشايست و آزاري كه عليه كودكان اعمال مي شود، در بيشتر  كشورهاي جهان موجب نگراني هاي روز افزون شده است. پيمان نامه 1989 سازمان ملل  متحد در زمينه حقوق كودك (پيمان نامه حقوق كودك)، همچون ساير سياست هاي مربوط به كودكان در شتاب گرفتن اصلاحاتي كه كودكان را در برابر همه اشكال آزار و خشونت محافظت مي كند، اميدهايي به وجود آمده است زيرا تقريباً همه كودكان جهان در كشورهايي زندگي مي كنند كه به اين پيمان نامه پيوسته اند. رواج آزار جسمي و ذهني توسط والدين و ساير مراقبين عليه كودكان، تنها در چند دهه اخير مورد توجه و شناسايي قرار گرفته است. هر چه بيشتر به گذشته ها برمي‌گرديم ميزان مراقبت از كودكان كاهش مي يابد و خطر مرگ، رها شدن، كتك خوردن، وحشت و سوء استفاده هاي جنسي از كودكان افزايش مي يابد.

كودك آزاري يك پديده است و مانند تمامي پديده هاي ديگر داراي ريشه ها و مسائل مختلفي است كه زمينه ساز بروز و علت وقوع آن مي گردد.

به طور كلي عوامل كودك آزاري در جوامع مختلف با توجه به فرهنگ ها و قوانين حاكم بر آن جوامع فرق مي كند. بنابراين در مجموع مهمترين عوامل مؤثر در بروز پديده كودك آزاري به شرح ذيل مي باشد:

 

گفتار اول : عوامل مربوط به محيط

كودك آزاري در تمامي گروه هاي اجتماعي ديده مي شود ولي بيشتر در طبقه متوسط به پايين از نظر اجتماعي- اقتصادي ديده مي شود. هر گاه طفلي در محيط خانوادگي خود داراي والدين و يا اطرافيان دلسوز و مهربان نباشد، بنابراين احساس حقارت و بدبختي نموده و سعي مي كند خود را از كانون خانواده دور ساخته و كمبود عاطفي خود را در محيط خارجي جبران نمايد كه مرتكب خلاف خواهد شد.

خانواده هايي كه در فقر  به سر مي برند بيشتر با كودكان خود بدرفتاري مي كنند. خانواده هاي پرجمعيت، محيط هاي خانوادگي در كشورهاي صنعتي و بالطبع خانواده هاي صنعتي، فشارهاي اقتصادي، سياسي ، بيكاري، تورم و گراني مي تواند از جمله عوامل محيطي بروز كودك آزاري به حساب آيد.

بند1:  عوامل مربوط به محيط خانواده

خانواده اولين جايي است كه طفل در آن چشم باز كرده و رشد مي نمايد و مهمترين مكان براي كودكان در ايام كودكي به شمار مي آيد. اين واحد اجتماعي كه كوچكترين واحد اجتماعي به حساب مي آيد، در عين حال مهمترين و حساس ترين آنهاست كه وجود آن براي تأمين نيازمندي هاي اساسي انسان و بقاي جامعه ضرورت دارد. پرخاشگري والدين نسبت به يكديگر و يا نسبت به كودك، وي را از محيط خانواده ناراضي و فراري مي سازد و اين عدم رضايت ممكن است كودك را بيشتر به سمت بدرفتاري بكشاند و مقابله يا بدرفتاري آنها نيز توسط والدين عمدتاً بي‌سواد، نتيجه اي جز كودك آزاري را در بر نخواهد داشت.

[1] – اشرافيان بناب، مازيار، كودك آزاري چرا و به چه علت؟ نشريه درد، ارديبهشت 1380، ص228.

[2] – نقدي نژاد، مجتبي، پيشگيري از بزه ديدگي اطفال، ص 16.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

كودك آزاري در نظام كيفري ايران