دانش

از زمان پيدايش كلي دانش تاكنون تعاريف گوناگوني براي اين مفهوم ارايه شده كه هر يك ابعادي از موضوع را نمايش مي دهد. دامنه­ي تعاريف ارايه شده درباره دانش از كاربردي تا مفهومي و فلسفي و از نظر هدف، از محدود تا گسترده را شامل مي شود . برخي تعاريف مربوط به دانش به شرح زير است:

دانش سازماني به اطلاعات پردازش شده از جريان هاي عادي و مراحلي كه قابليت اقدام دارند و نيز دانش به دست آمده ي سيستم هاي سازماني، مراحل، توليدات، قوانين و فرهنگ اطلاق مي شود.

دانش شامل حقايق و باورها، مفاهيم و انديشه ها، قضاوت ها و انتظارات، روش شناسي يا علم اصول و نحوه­ي انجام فنون است(زعفریان و دیگران، 1387).

يکي از مشکلاتي که سازمانها با آن مواجه مي شوند هنگام معرفي کردن مديريت دانش است زيرا که اين معرفي به کارکنان کمک مي کند تا فهم مشترکي راجع به دانش و مديريت دانش داشته باشند. علي رغم بسياري از دارايي هاي ديگر، دانش چيزي نيست که انسان بتواند آنرا لمس کند، يا آنرا احساس کند و به همين دليل جزء دارايي­هاي ناملموس و نامشهود است. بعضي از دانش ها در خارج از ذهن انسان، درون فرمت­هاي متني قراردارند، اما درصد عمده ای از دانش در مغز افراد وجود دارند. يکي ديگر از ويژگيهاي مشکل بودن درک دانش، اينست که ارزش دانش تا حد زيادي زمينه اي است.

دانش از اطلاعات و اطلاعات از داده ها ریشه می گیرند. تبدیل اطلاعات به دانش در عمل بر عهده خود بشر است(داونپورت، پروساک، 1379). دانایی عبارت است از افکار و پندارها، فهم و درس های آموخته شده در طول زمان دانش فهمیده می شود و فرد آن را از طریق تجر به، استدلال، بصیرت، یادگیری، خواندن و شنیدن بدست می آورد. هنگامی که دیگران دانش خود را با افراد سهیم می شوند، دانش گسترش می یابد و هنگامی که دانش فرد با دانش دیگران ترکیب می شود، دانش جدیدی به وجود می آید. دانش، ماهیتی فردی دارد؛ زیرا با ارزش ها و باورهای افراد و ادراک آن ها از جهان و دیگران، در ارتباط متقابل قرار دارد /به علاوه دانش در بافت و زمینه روابط بین فردی ظاهرمی شود. دانش غنی تر و معنادارتر از اطلاعات است (نوروزیان ،1384).

دانش در سازمان ها نه تنها درمدارک و ذخایر دانش بلکه در رویه های کاری، فرایندهای سازمانی اعمال و هنجارها نیزمجسم می شود. دانش در درون افراد وجود دارد و بخشی از پیچیدگی ندانسته های انسانی است.  بنابراین، دانش ترکیب سازمان یافته ای از داده ها است که از طریق قوانین، فرایندها و تجربه حاصل شده است. به عبارت دیگر دانش معنا و مفهومی است که از فکر پدید آمده است و بدون آن داده و اطلاعات تلقی می شود.  تنها از طریق این مفهوم است که اطلاعات حیات یافته و به دانایی تبدیل می شوند(نوروزیان ،1384). دانش از اطلاعات و اطلاعات از داده ها ریشه می گیرند. تبدیل اطلاعات به دانش در عمل بر عهده خود بشر است(داونپورت، پروساک، 1379).

اکثر مردم، به طور شهودی فکر می­کنند که دانش، وسیعتر، عمیقتر و غنی­تر از داده­ها و اطلاعات است. مردم معمولاً هنگام گفت وگو درباره صاحبان دانش، تصویر کسانی را ارائه می­دهند که در زمینه ای خاص دارای اطلاعاتی زیاد، عمیقتر و قابل اعتماد بوده و اشخاصی هوشمند و تحصیل کرده­اند. مردم لفظ دانشمند یا دانشور را برای یادداشت، کتاب راهنما و یا پایگاه های اطلاعاتی به کار نمی­برند، حتی اگر این موارد بوسیله افراد صاحب دانش تدوین شده باشند (داونپورت، پروساک، 1379). از این رو در ادامه، جهت درک بهتر از مفاهیم داده، اطلاعات و دانش، روابط بین آنها بحث می­شود.