تاریخچه و پیشینه

قبل از پیدایش امضا، مهر و اثر انگشت، انسان متمدن برای حصول اطمینان به طرف معامله و یا تعهد خود دو مرحله جالب پیموده است.

اول زمانی که گران ترین سرمایه ی معنوی یعنی شرف و حیثیت اجتماعی خود را فقط شفاهاً وثیقه ی اجرای تعهد و قول خود قرار داده و تا روزی که وفای به عهد نموده و دین و تعهد خود را از گردن برداشته است و دیگر بار تار مویی از ریش و سبیل خود را به متعهدله داین سپرده و آنرا وسیله ضمانت و اجرای تعهد و قول خود قرار داده است. این دوره از جالب ترین ادوار اجتماعی و اخلاقی انسان بود، در این مرحله فقط آنچه بر روابط حاکم بود، ایمان و صفای ظاهر و باطن بود و قانون گذار، قاضی و مأمور اجرا، خود فرد بود و بس.

دوم دوران استفاده از مهر فرا رسید، که یک آلت سنگی یا فلزی بود و معرّف تعلق آن به فردی می شد که اسم یا عنوان شخص بر روی آن نقش می بست. مهر در هر مقام و منزلت علمی و سیاسی و مذهبی وجود داشت و هر کس بنا به سلیقه و شوق و امکاناتش سفارشی برای تهیه آن می نمود و هر قدر صنعت و تکنیک بشر ترقی نموده به همان اندازه بر ظرافت و ریزه کاری آن افزوده شده تا حتی المقدور از تشابه و تقلید و احتمالاً از جعل آن جلوگیری شود.

در تاریخ بعد از حمله ی عرب به ایران موارد متعددی از وجود مهر در صدر فرامین سلاطین و امرای وقت و احکام و فتاوای فقها و مجتهدین مکرّر دیده می شود.

به موازات آن اسناد و مدارکی که تحت عنوان یکی از عقود مندرج در فقه از طرف محررین شرعی نوشته شده، اعم از قباله ی نکاحیه یا بیع و تقسیم نامه و غیره مشاهده می شود که مهر عاقد و محرر فقیه در آن جای برجسته ای دارد و برای معتبر ساختن آن ها به صور و اشکال مختلف و عناوین گوناگون بکار رفته است.[1]

با همه ی این اوصاف، مهر که عامل سازنده اقبار اصلی نوشتجات آن روز بود، می توانست از دارنده آن جدا شود و به دست دیگری افتد و مورد استفاده ی نابجای دیگران واقع شود. خصوصاً اینکه غالباً فرامین و فتاوا و قباله ها با خط منشی تحریر می یافت و کمتر موردی می شد که صاحب مهر، سندی را با خط خود بنگارد و آنرا مهر کند چون قدما نگارش هر سندی را از ناحیه خود دون شأن و منزلت خود می دانستند مگر محررینی که در سطح پایین بودند. بنابراین حفظ و حراست مهر بخصوص در مقامات مالی، همیشه دارنده اش را در هراس و نگرانی دائمی می گذاشت و احتمال مفقود شدن آن نیز مزید بر این واهمه بود لذا عده ای آن را نگین انگشتر خود می نمودند و جمعی با زنجیر بر گردن خود می بستند تا مجالی برای سوء استفاده ی احتمالی نباشد.

سلاطین بزرگ را در تاریخ می شناسیم که برای نگه داری مهر خود امینی داشتند و آن را مهردار سلطنتی می نامیدند و از آنجایی که مهر با امور مالی و نقدی مربوط بوده معمولاً عنوان مهرداری با سمت خزانه داری توأم می شد. امرا و حکام زمانی به فرمان پادشاه همت می گماردند و آنرا قبول می نمودند که از تعلق مهر به مقام سلطنت و قضا مطمئن می شدند. با این حال سوء استفاده های بسیاری از مهر برای ساختن اسناد و مدارک مهم و پر ارزش شده است و رنج ها و زحمت های مثمر اثر یا بی فایده ای برای شناخت اصالت و تعلق آن ها به صاحب مهر شده است. آنچه محقق شده این است که پیدایش مهر و استفاده از آن به معنی امروز بعد از اختراع کاغذ است. زیرا استفاده از این وسیله ملازمه ی مستقیمی با وجود کاغذ داشته است.

اگر مهر در مقدمه ی پیدایش خود مختص مقامات بالاتر جامعه بوده، دیری نپاییده که استفاده اعتباری آن برای مردم عادی و طبقات پایین تر هم رسیده است. بازرگان، صنعت گر، پیشه ور و حتی یک دوره گرد و پیله ور نیز به تدریج دارای این وسیله شدند و چون در نزد هر کس از نظر اعتبار مادی و معنوی دارای ارزش مخصوص بوده لذا برای تهیه آن از سنگهای نسبتاً قیمتی و فلزات با ارزش از قبیل نقره و امثال آن استفاده نموده اند و نوع عمومی آن از جنس برنج یا ترکیب آلیاژی دیگری ساخته می شد که در ته کیسه پول قرار می گرفت و در موارد ضرورت از آن استفاده می شد.

نامه های خصوصی نیز با اینکه با خط صاحب نامه نوشته می شد، در خاتمه با مهر نویسنده مهر شده و پشت پاکت جایی که آخرین گوشه ی پاکت بسته می شد باز هم مهر نویسنده را داشت و بدین وسیله از تعویض پاکت و عدم اطلاع از مندرجات نامه جلوگیری می شد.[2]

از وقتی که اصطلاح امضا در تشکیلات اداری و سیاسی وقت متداول شد و مورد عمل قرار گرفت، کم کم افراد باسواد و تحصیل کرده به تأثیر و خاصیت اعتباری آن آشنا شدند و در تاریخ و ادبیات معاصر به صور مختلف راه یافت. چنانکه ایرج میرزا ملقب به جلال الملک به دلیل اینکه خود همکاری نزدیکی با مستشاران خارجی داشت زودتر از سایرین به وجود امضا وفوق یافته و آنرا در یک قطعه از آثار نظمی خود به کار برده است. و چنین می گوید:

قبض آقای کمال السلطنه با پوش امضا کنی بسیار زود
پس فرستی با همین مشدی سهیل تا دعا گوید برای آن وجود
گر رسوم از ما طمع داری بگوی ما خداوندان احسانیم و جود[3]

چناچه ملاحظه می شود شاعر برای گرفتن قبضی که مورد علاقه اش بوده امضای آن را مطالبه می نماید.

در نو آوریهای ادبی و حتی صنعتی، جوامع بشری در هر نقطه ای از دنیا برای پذیرش آن همیشه به دو بخش تقسیم می شوند. دسته ای به مجرد آشنایی و اطلاع از آن قدم پیش می نهند و آنرا با روی باز و گشاده می پذیرند و جهت اشاعه ی آن با تمام قوا می کوشند و از این که پیش قدم شده بر خود می بالند و افتخار هم می کنند. در مقابل جمع دیگری به وجود می آید که بنا به جهات سیاسی و یا علل سنتی و حفظ آداب و رسوم گذشته در وضع و موقعیت سابق می مانند و عدول از آن را جائز نمی دانند. در پذیرش امضا نیز برای معتبر کردن اسناد و نوشتجات روز، این رویه خود به خود پیدا شد. تشکیلات اداری از هر نوعی که بود، نویسندگان و طبقه ی روشن فکر آنرا به زودی در روابط اداری و کتبی جای دادند. ولی محررین و فقها که زمام امور تنظیم اسناد آن روز را در دست داشتند، همچنان در حفظ روش گذشته پا بر جا ماندند. حتی وقتی نمایندگان مجلس شورای ملی از طبقات مختلف انتخاب شد و به مجلس آمدند، در کمیسیونهای آن، برای امضای صورت جلسات مجلس از مهر استفاده می کردند که از مستندات این سخن صورت جلسات کمیسیونهای مجلس شورای ملی تا دوره ی دهم است.

[1]. میثاقی ممقانی، ابراهیم خلیل، تیر1354، نقش امضا و اثرانگشت از نظر قانونی، مجله کانون، دوره اول، شماره 186، ص 30.

[2]. همان، ص 31و32.

[3]. محجوب، محمد جعفر، 1342، دیوان ایرج میرزا (تحقیق در احوال و افکار و آثار و اشعار ایرج میرزا و خاندان و نیاکان او)، نشر اندیشه.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

آثار حقوقی امضا، مهر و اثرانگشت در حقوق مدنی و تجارت